همیشه ارتباط مشاوره ای کانون توجه متخصصان بالینی بوده است و از این جهت لازم است که از جنبه های مختلف به این ارتباط پرداخت. شناخت ابعاد مختلف ارتباط مشاوره ای از سوی متخصص یاریگر باعث آگاهی وی از این ضرورت می شود که بایستی تمام توجه و توان خود را صرف بهبود آن کند. آنچه که در ادامه مطالعه خواهید کرد تشریح ابعاد مختلف ارتباط مشاوره و مراجع است .

 

ارتباط حسنه

همیشه از ارتباط مشاوره ای به ارتباط حسنه نام برده می شود تا جایی که اصطلاح ارتباط مشاوره ای تا حد زیادی دور از ذهن متبادر می شود و بیشتر از اصطلاح حسنه استفاده می شود. زمانی می توان به حسنه بودن ارتباط مشاوره ای یقین داشت که مشاور بطور دوطلبانه شرایطی را در مشاوره فراهم کند. مواردی چون معرفی مناسب خود، فرصت دادن به مراجع برای شروع و ادامه صحبت، تنظیم رفتار غیرکلامی، بیان مناسب، پذیرش و انعطاف، گوش دادن فعال و حتی آرایش اتاق مشاوره همگی در خدمت بالا بردن کیفیت ارتباط مشاور و مراجع است. بنابراین منظور از ارتباط حسنه ارتباطی انسانی و بالاتر از آن ارتباطی گرم، دوستانه و توام با احترام است. زیرا یکی از نیازهای بدیهی و در عین حال پنهان مراجع نیاز به تایید شدن و احترام است که متاسفانه از سوی برخی از مشاوران و روان درمانگران رعایت نمی شود.

دراین باره خاطر نشان می شود که علی رغم دو طرفه بودن ارتباط مشاوره ای، وظیفه ایجاد و حفظ ارتباط حسنه با مشاور است و هرگز نباید از مراجع توقع بیمارگونه داشت که وی استانداردهای لازم را رعایت کند. هرچند این انتظار در هنجار جامعه وجود دارد و حتی در قالب فن سازمان دهی اقدام به بیان اهداف، موقعیت و نقش های طرفین می شود ولی چون مراجع به لحاظ روانی در شرایط بهنجاری قرار ندارد، مشاور بایستی نسبت به کیفیت ارتباط مشاوره ای مراقبت کند و آنرا در وضعیت بهینه ای نگه دارد.

 

ارتباط نابرابر مشاور و مراجع

ارتباط بین مشاور و مراجع ارتباط نابرابری است که در آن قدرت در دستان مشاور است. ابتدا به عواملی که زمینه ساز این نابرابری است پرداخته می شود و بعد در ارتباط با برابرسازی آن صحبت می شود. عوامل زمینه ساز نابرابری ارتباط مشاوره ای عبارتند از: آرمانی سازی رایج از مشاور (همانند سایر موقعیت های بالینی که معمولا مراجع خود را بیمار می پندارد و نسبت به مشاور یا درمانگر خود جایگاه پایین تری قائل است)، درگیر شدن در حالات روانی نامساعد و ادراک درماندگی و سردرگمی، بالاتر بودن جایگاه اجتماعی مشاور، بالاتر بودن جایگاه علمی مشاور، وضعیت القایی جریان مشاوره و روان درمانی و بطور معمول آرامش و مجهز بودن مشاور به مجموعه مهارتهای اساسی زندگی.

این عوامل همگی مراجع را در مقام پایین تری قرار می دهد و باعث می شود که وی نگاه از پایین به بالا نسبت به درمانگر و نه مشاور خود داشته باشد. منتها به نظر می رسد مهم ترین مساله ای که بایستی توسط مشاوران رعایت شود ارتقاء ارتباط نابرابر به حالتی برابر و همتا است. برابر سازی ارتباط مشاوره ای از طریق تلاش مستقیم مشاور صورت می گیرد و نیاز به آگاهی لحظه به لحظه دارد. مشاوری زمانی می تواند به مراجع کمک واقعی عرضه کند که در نهایت او را از مشاوره بی نیاز کند و این مهم تنها با برابرسازی ارتباط ممکن می شود.

عامل اصلی در برابر سازی ارتباط مشاوره ای، برخی ویژگی های شخصیتی مشاور است که کارل راجرز بدان اشاره کرده است و عبارتند از: همخوانی، همدلی، پذیرش بی قید و شرط و موفقیت در انتقال این صفات بنیادی به مراجع. در نتیجه زمانی می توانیم مراجع را در فرآیند کوتاه مشاوره ای به نتایج مثبت نائل کنیم که بیش از هر چیزی از ویژگی های شخصیتی خودمان ارائه کنیم. چون تمام ابعاد مشاوره متاثر از ویژگی هایی است که مراجع از ارتباط خود با مشاور ادراک می کند نه چیزهایی که ما به عنوان تکنیک از آن یاد می کنیم و بکار می بریم.

 

 

ارتباط قراردادی

ارتباط بین مشاور و مراجع ارتباطی قراردادی است. قراردادی بودن ارتباط مشاوره ای خود دربرگیرنده ابعاد مختلفی است که عبارتنداز: قانونمند بودن، موقت بودن و موقعیتی بودن. منظور از قانونمند بودن ارتباط مشاوره ای این است که مشاور و مراجع بایستی در یک مکان و زمان مشخص، در ارتباط با موضوعی مشخص، با هزینه ای مشخص و طی یک دوره مشخص با همدیگر ملاقات کنند. همچنین طرفین نسبت به هم وظائف و انتظاراتی دارند که می توان حتی در قالب قرارداد مشاوره ای از آن یاد کرد. موقتی بودن ارتباط مشاوره ای اشاره به هدف غایی این حرفه دارد. یعنی هرگز قرار نیست که با مراجع، ارتباط بلند مدت را پایه گذاری کنیم و طبق نظر برخی متخصصان حرفه های یاورانه حتما بایستی از همان ابتدا به فکر پایان بخشیدن به جریان مشاوره باشیم. هدف غایی مشاوره کمک به مراجع برای نیل به خودرهبری است و این مهم باید در سرلوحه کار تمام متخصصان حرفه های یاورانه قرار گیرد.

موقعیتی بودن ارتباط مشاوره ای بدین معناست که مراجع تنها بر اساس ضرورتی معین به مشاور مراجعه می کند و از وی کمک حرفه ای می گیرد. اینکه مشاوره تنها برای عده ای از انسان ها بنا شده است و همه انسان ها به مشاوره نیاز ندارند امری بدیهی است. زیرا باید جریان راهنمایی را از مشاوره تفکیک کنیم و هدف پیشگیری از حل و فصل مشکل یا درمان بطور جداگانه بررسی شوند.

قراردادی بودن ارتباط مشاوره ای از طریق روش سازمان دهی برای مراجع بیان می شود و این وظیفه مشاور است که وی را از مسائل مختلفی چون پیگیری، رازداری، اهمیت پویایی و فعالیت، صداقت و ارائه آزادانه اطلاعات آگاه کند. همچنین یادآوری این نکته ضروری است که بین دوستانه بودن رفتار مشاور با مراجع و قراردادی بودن آن تفکیک قائل شویم زیرا ارتباط دوستانه مشاور هرگز به خارج از جریان مشاوره کشیده نمی شود و ایجاد روابط دو یا چند گانه یعنی عبور کردن از ارتباط قراردادی با مراجع. از این جهت است که سازمان نظام روان شناسی و مشاوره همه کشورها بمنظور دفاع از حقوق مراجعان اقدام به وضع نظام نامه اخلاق حرفه ای کرده اند.

 

ارتباط بی واسطه مشاور و مراجع

از منظری دیگر ارتباط بین مشاور و مراجع ارتباطی بی واسطه است. بی واسطگی در مشاوره یکی از جنجال برانگیزترین مباحث است و بدین معناست که تمام اجزاء مشاوره بدون هیچگونه سانسوری رخ میدهد. به بیان دیگر مشاوره، فرآیندی کاملا خودجوش و بی واسطه بروز پیدا خواهد کرد. به لحاظ مراحل رشد در مصاحبه مشاوره ای خواه اینکه مشاور در مرحله بقاء بسر برد و خواه در مرحله تقویت، تمام ویژگی های فردی اش را با خود به مشاوره می آورد و مراجع علی رغم تمام دفاع ها و اضطراب هایی که ممکن است داشته باشد به تدریج خود واقعی اش را بروز خواهد داد. پس مشاور بایستی نسبت به این ارتباط واقعی و خودانگیخته کاملا آگاه باشد و به هر چیزی که در این جریان باعث رشد و شکوفایی مراجع می شود اشاره کند.

به عنوان نمونه در موقعیتی ممکن است مشاور نسبت به احساسی از سوی مراجع آگاه شود که برای رشد وی تخریب کننده است. از این جهت صادقانه و شفاف اقدام به بیان و در میان گذاردن آن می کند. مانند موضوع وابستگی که اگر در ابتدا و شروع، بیان نگردد باعث خسارت های بزرگی می شود. در موقعیتی دیگر ممکن است مشاور، مراجع را از آهنگ پایین بهبودیش آگاه سازد و وی را از انجام ندادن برخی تکالیف مورد مواجهه قرار دهد. همچنین در موقعیتی دیگر ممکن است لازم باشد که مشاور با خودافشایی مناسب از احساس غیرعادی بودن مراجع بکاهد و از این جهت وی را فردی با احساسات و شرایط معمول جلوه دهد. همه اینها جلوه هایی از بی واسطگی در مشاوره است که در متون مختلف مشاوره به فوریت و مباشرت از آن یاد شده است. به نظر می رسد گوش بزنگ بودن، مراقب بودن، هوشمندی و یا هوشیاری برای این واژه ها مترادف مناسبی باشد زیرا پیش شرط کنترل ارتباط بی واسطه تنها تمرین آگاهی لحظه به لحظه در مشاوره است. ازنظر نگارنده واژه مراقبت نزدیک ترین مترادف برای بیواسطگی است.

 

ارتباط تخصصی

ارتباط مشاوره ای خواه ناخواه ارتباطی تخصصی است. صرفنظر از رویکرد بنیادی هر متخصص حرفه های یاورانه، نوع کمکی که به مراجع می شود (در صورت موثر بودن و فراهم سازی شرایط سلامت روان برای مراجع) وابسته به رعایت شرایط حرفه ای و مشخص است. بنابراین تخصصی بودن ارتباط مشاوره ای نباید با تشخیصی بودن آن اشتباه گرفته شود. منظور از ارتباط تخصصی یعنی ارتباط حرفه ای و ویژه که همگان قادر به برقراری آن نیستند. چه این ارتباط در بافت نظریه مراجع محوری راجرز برقرار شود چه در بافت نظریه روان تحلیلی فروید و دیگران. منتها تشخیصی بودن ارتباط مشاوره ای صرفا بدین معناست که در مقیاسی کوچک تر نوع ارتباط مشاوره ای وابسته به نظریه ای است که در آن متخصص خود را آموزگار می پندارد و بطور مستقیم بدنبال جهت دادن به افکار مراجع است. همانند ارتباط تحلیلی فروید با بیمارانش که در مقیاس روانکاوی سنتی و در ارتباط پزشک – بیمار لحاظ می شود.

پس بایستی نسبت به کاربرد واژگان در متون مشاوره مراقب بود. به عنوان نمونه هرگز نباید ماهیت ارتباط مشاوره ای راجرز را با الیس و الیس را با گلاسر یکسان درنظر گرفت. ارتباط الیس با مراجعش یک ارتباط حرفه ای بود ولی نه ارتباط مورد نظر راجرز چون ارتباط الیس با مراجعش ارتباطی یک طرفه قلمداد میشد ولی ارتباط راجرز با مراجعش در عین حرفه ای بودن، ارتباطی دو طرفه نامیده میشد. منشا اصلی این تفاوت هم به نگاه هر نظریه پرداز نسبت به ماهیت انسان برمی گردد که بعدا در برخی ویژگی های شخصیتی وی نمود پیدا می کند.

 

مقالات مرتبط :