یکی از قسمت های مورد علاقه من در اهنگ سارا باریلز به نام پادشاه این است : “تمام زندگی من سعی کردم همه را خوشحال کنم در حالی که فقط صدمه دیده ام و پنهان می شوم ، منتظر این هستم که یکی به من بگوید وقت اون رسیده که برای خودت تصمیم بگیری و کار کنی”دختر همیشه بنا به سلیقه دیگران رفتار میکرد و سعی میکرد دیگران را خوشحال کند اما به سختی کسی  پیدا میشود که بنا به میلش رفتار کند ، برای همین دوست داردیکی به او گوید بدون توجه به نظر دیگران بنا به میل خودت رفتار کن.

مورد دیگر ی که می خواهم به شما بگوییم فیلم (سلام عشق،خداحافظ) است . شخصیت اصلی فیلم مدام در حال کمک به خانواده اش در هنگ کنگ بود. او شب و روز برای تامین نیاز های خانواده اش در فلیپین کار می کرد، حتی خیلی اوقات کار هایی را انجام می داد که اصلا دوست نداشت . دو سکانس در فیلم وجود داشت که مرا بسیار تحت تاثیر قرار داد ، اولین  مورد زمانی که خواهرش از او درخواست کرد برایش کفش جدید بخرد اما او در خرید کفش تردید داشت زیرا در حال پس انداز کرد پول برای ویزای خود در کانادا بود ، با این حال او به خواهرش نه نگفت زیرا او عاشق خواهرش بود و  خوشحالی خانواده اش را نسبت به خود ترجیح می داد و مورد دوم زمانی بود که دوست پسرش به او گفت اگر واقعا او را دوست داشته باشد هنگ کنگ را ترک نمی کند اما دختر با او مخالفت کرد زیرا فرد دیگری را دوست داشت و این بار تصمیم گرفت بنا بر خواسته خود رفتار  کند ، دنبال خوشبختی خود برود.

شباهت دختر در ترانه سارا باریلز و دختری که در فیلم دیدم چیست؟

آسان است هر دو آنها چیزی را برای خود نمی خواهند اما در نهایت یاد می گیرند روی پای خود بایستند.

خوب آیا تا بحال فکر کرده اید که چرا برخی از افراد در گفتن کلمه نه مشکل دارند؟ در این مقاله ما به این دلایل می پردازیم :

آنها خود را به اندازه کافی خوب نمی دانند

کسانی که به سختی به دیگران نه می گویند اعتقاد دارند که لیاقت چیزی را ندارند زیرا آنها خود را کم می پندارند. یا ارزشمند نمی دانند. آنها فقط آنچه را که دیگران می خواهند انجام می دهند تا کمبود ارزش خود را جبران کنند. من قبلا یک همکار داشتم که اینگونه بود،متوجه شدم وقتی دیگران از او کاری بخواهند که انجام دهد حتی اگر کار خود را انجام نداده بود او می پذیرفت. بنابراین او خیلی اوقات مجبور می شد که اضافه کاری بگیرد تا کار های نا تمام خود را تمام کند ،یک بار از او بابت این قضیه سوال کردم  و او در جواب گفت احساس می کنم کارم بسیار ارزشمند نیست و من سعی می کنم با کمک کردن به دیگران این احساس را کم کنم.

آنها نیاز به محبت و تایید شدن دارند

به گفته کارن هورنای آنها نیاز به محبت و تایید شدن دارند. و چون آنها از طرد شدن، انتقاد و دشمنی توسط دیگران ترس دارند از گفتن کلمه نه می ترسند.

آنها در باره منفعتی که به دست میآورند فکر می کنند

آنها در باره منفعتی که به دست میآورند فکر می کنند . اریک فروم معتقد است این گونه افراد شخصیت مارکتینگ دارند و تا زمانی این کار را نجام می دهند که در عوض چیزی را از دیگران در یات کنند.

 

آنها فقط دوست دارند به دیگران کمک کنند

بعضی از افراد احساس کمک کردن به دیگران را دوست دارند تا جایی که گاهی اوقات چندین کار را باهم انجام می دهند تا هم به خود و هم به دیگران کمک کنند.

پس ما چه کاری می توانیم در این مورد انجام دهیم ؟

قبل از هر چیز باید بر روی عزت نفس خود کار کنید و بعد از آن از نکات مفید دسته مهارت های زندگی یک روانکاو استفاده کنید.